تبليغاتX
پنجــــــره

آنچه در زیر آمده است بخشی از خلاصه کتاب مرد مرد است که تقدیم شما می نمایم .

پسر وقتی به دنیا می آید در کنار مادر است و تا هنگامی که نتواند وابستگی های حیاتی خود را از جامعه مردانه تامین کند به مادر خود وابسته باقی می ماند.

او ناخوداگاه محرم اسرار مادر و حرف های زنانه می شود. ناراحتی مادر از رفتار مردانه پدر و عدم درک او را می شنود و به این طریق به تدریج دچار دید منفی از مردها و مردانه بودن و بخصوص پدر خود می شود.

او باید روزی از دنیای زن ها جدا شود تا رسالت مرد بودن خود را بفهمد و انجام دهد... او مرد است و باید مرد باشد!

جالب است که در بعضی قبایل قدیمی پسران جوان را طی مراسمی -مانند جشن تکلیف مسلمانان- از زن های قبیله جدا می کردند و آنها را ... .


ادامه مطلب را از اينجا دنبال کنيد

<>
دلتنگی88/09/22
<>حمزه عسگري رشتياني <>مرتبط با موضوع : گزیده مقالات ادبی
<>

شهرام شکیبا در ستون طنز روزنامه خبر نوشت:

دیروز هنگام بازدید مهدی کروبی از نمایشگاه مطبوعات به او حمله شد. یک نفر هم کفشش را به سمت او پرتاب کرد که به استناد عکس خبرگزاری فارس،‌ کفش مذکور به هدف مزبور (سرکروبی) اصابت کرده است.

خوشبختانه در کمال ناباوری کروبی از حمله فیزیکی و شیمیایی فوق جان نسبتاً سالم به دربرد. کارشناسان بخش شیمیایی حمله فوق را بسیار خطرناک‌تر و سهمگین‌تر از بخش فیزیکی داستان دانسته‌اند. چرا که ضارب خیلی راه رفته بوده و کفشش به طرز فجیعی بو می‌داده است.

حالا مغروضات زیر پیش می‌آید:

1- ضارب از کجا آمده بوده؟

2- شماره پای ضارب بیشتر از 44 بوده یا کمتر؟

3- عکاس خبرگزاری «فارس» با یک دوربین عکاسی چقدر آمادگی داشته که درست لحظه ... .


ادامه مطلب را از اينجا دنبال کنيد

<>
دلتنگی88/08/02
<>حمزه عسگري رشتياني <>مرتبط با موضوع : اخبار ادبی و فرهنگی
<>

ده روز پس از بستری شدن مهدی آذريزدی در بيمارستان «آتيه» تهران، پزشكان حال وی را وخيم گزارش می‌كنند، اما به گفته «محمد صبوری» ـ فرزند‌خوانده وی ـ مسئولان فرهنگی و دست‌اندركاران حوزه كتاب، هنوز جويای حال او نيستند.

مهدی آذر يزدی

پيش‌ترها كه می‌نوشت، همه بودند؛ من بودم، تو بودی، مدير مدرسه، «محمد» پسرش بود، اگر فراموش نكرده باشم، خيلی از آدم‌هايی كه آن روزها مدير بودند، می‌آمدند. جمع می‌شدند و حرف‌های زيادی می‌گفتند. مثلاً می‌گفتند: «بابای قصه‌گوی ما باز هم می‌نويسد» يا می‌گفتند: «پيرمرد هنوز سر پاست» و يا «پس از سه نسل، نويسنده هشتاد و اندی ساله ما به نسل چهارم نگاه دارد» و خيلی چيزهايی كه الان يادم نيست.

سال‌ها كه گذشت. او هنوز بود، همان قصه‌گوی ساده و معمولی هشتاد ساله؛ همان كه مثنوی را برای پدرم قصه كرد، همان كه قرآن را برای من قصه كرد تا از ميان انبوه واژه‌های ناآشنای زبان عربی بتوانم به شيرينی پايان‌ناپذيرش دلخوش باشم.

همان كه برای بچه‌های ايران داستان‌ها و افسانه‌های كهن سرزمينشان را دوباره قصه قصه نوشت.

پيش‌ترها اگر بود، ما هم بوديم. فصل خنده و شادی بود. وقت رويش يك قصه، يك كتاب و اين يعنی اضافه شدن تكه‌ای به دنيای روياهای ما و امروز كه او بازهست ـ اما نه باكتاب ـ كه در بستر بيماری، ما كجاييم؟

«محمد» همه دارايی «مهدی آذريزدی» از دنيا پس از كتاب‌های اوست. محمد می‌گويد: «آذر را (شايد احترام بيش از حد او به پدر باعث می‌شود نامش را اين‌گونه ببرد) هفته پيش كه به كمك مشاور قرآنی وزير ارشاد در بيمارستان بستری كرديم، حالش بد نبود، كمی فقط ... . 


ادامه مطلب را از اينجا دنبال کنيد

<>
دلتنگی88/04/08
<>حمزه عسگري رشتياني <>مرتبط با موضوع : اخبار ادبی و فرهنگی
<>

ليلةالرغائب؛‌ شب تكرارناپذير سالامروز مصادف است با دوم ماه رجب است و نخستين پنجشنبه اين ماه نيز شب بسيار مهم و نوراني ليلةالرغائب خوانده مي‌شود كه اعمال و نماز ويژه‌اي دارد و به دليل فضيلت‌هاي آن، شبي است كه در سال تكرار نمي‌شود.

از پيامبر اكبر (ص) روايت شده است كه فرمودند: ‌از اولين شب جمعه در ماه رجب غافل نشويد، زيرا شبي است كه فرشتگان آن را «ليلة‌الرغائب» مي‌نامند. اين نامگذاري به اين جهت است كه هنگامي كه يك سوم از شب گذشت، هيچ فرشته‌اي در آسمان‌ها و زمين نمي‌ماند، مگر اينكه در كعبه و اطراف آن جمع مي‌شوند. آنگاه خداوند به طور غيرمنتظره اي بر آنان وارد شده و مي‌فرمايد: اي فرشتگانم! هرچه مي‌خواهيد از من درخواست كنيد. فرشتگان عرض مي‌كنند: حاجت ما اين است كه از روزه‌داران رجب درگذري. خداوند مي‌فرمايد: اين كار را انجام دادم. بهتر است كسي كه اين حديث را مي‌شنود در اين شب، زياد بر فرشتگان صلوات فرستاده تا تكليفي را كه آيه تحيت به عهده ما گذاشته به اندازه توانايي انجام داده باشد. سپس رسول خدا (ص) فرمودند: روز پنجشنبه، اول رجب را روزه گرفته و سپس بين نماز مغرب و عشا 12 ركعت نماز به جا آورده و به ترتيب زير نماز بخوانيد : ... .

ادامه مطلب را از اينجا دنبال کنيد

<>
دلتنگی88/04/04
<>حمزه عسگري رشتياني <>مرتبط با موضوع : اعیاد و ایام الله
<>

حضرت آيت الله العظمی محمد تقی بهجت «ره»انا لله و انا الیه راجعون

چهل روز از غروب آفتاب فقاهت ، اُسوه عارفان ، عالم ربانی ، فقیه صمدانی و مرجع تقلید شیعیان جهان حضرت آيت الله العظمی محمد تقی بهجت «ره» گذشت .

مجلس اربعين آن مرجع فقيد در روز پنج شنبه  چهارم تیرماه ، بعداز نمازمغرب و عشاء در مسجد اعظم قم ازطرف بيت معظم له برگزار مي شود ، شركت عموم طبقات و خصوصاً علماي اعلام موجب تسلي قلب مبارك امام زمان«عج» و بازماندگان خواهد بود.



<>
دلتنگی88/04/03
<>حمزه عسگري رشتياني <>مرتبط با موضوع : اخبار ادبی و فرهنگی
<>

خواهر احمد عزيزي از بهبود وضعيت روحي و جسمي وي خبر داد و گفت: خوشبختانه از چند روز پيش وضع جسمي و روحي احمد تغيير كرده و وي احساس خود را بروز مي‌دهد.

احمد عزیزی در بستر بیماری

زينب عزيزي در گفتگو با خبرنگار فارس در كرمانشاه اظهار داشت: در حالي كه بهبود وضعيت وي و احتمال انتقال مجددش به تهران براي برداشتن تراشه زير گلو وجود داشت، متأسفانه خبر بد ديگري ما را اندوهگين و نگران كرد.
وي ادامه داد: پاي احمد از دو ناحيه ران و لكن ترك خورده و شكسته است كه اظهارات غير رسمي در اين باره از احتمال پوكي استخوان وي به علت طول مدت درمان حكايت دارد.
زينب عزيزي افزود: احمد از درد و رنج شكستگي پا فشار زيادي را تحمل مي‌كند و بر اساس تشخيص پزشك وي پس از تشخيص توسط متخصص ارتوپد درمان پاي وي آغاز مي‌شود.
وي گفت: پرسنل و كادر درماني بيمارستان امام رضا (ع) و پزشكان معالج وي با تمام وجود در اين مدت براي درمان وي تلاش كرده‌اند و هيچ چيز و هيچ‌كس توان تشكر از اين همه زحمت و بزرگي آنان را ندارد.
خواهر احمد عزيزي بار ديگر خواستار دعاي مردم مؤمن استان براي شفاي كامل احمد شد.
احمد عزيزي از اسفند ماه 86 در پي سكته خفيف قلبي و مغزي به حالت كما رفت و پس از قريب به 6 ماه از كما درآمد و به اختيار خود قادر به نگريستن و غذاخوردن است اما قادر به تكلم نيست و با اشاره سر و چشم خواسته‌هايش را بيان مي‌كند.



<>
دلتنگی88/01/23
<>حمزه عسگري رشتياني <>مرتبط با موضوع : اخبار ادبی و فرهنگی
<>

ساقیا آمدن عید مبارک بادت ... ... ... وان مواعید که کردی مرود از یادت

بهار بهترين بهانه براي آغاز، وآغاز بهترين بهانه براي زيستن است
آغاز بهار بر شما مبارک


ادامه مطلب را از اينجا دنبال کنيد

<>
دلتنگی87/12/27
<>حمزه عسگري رشتياني <>مرتبط با موضوع : اخبار ادبی و فرهنگی
<>

اسامي برگزيدگان مسابقه وبلاگ نويسي غدير، عاشورا، انقلاب اسلامي كه توسط اداره كل فرهنگ وارشاد اسلامي استان لرستان برگزار گرديد به شرح زير مي باشد.
لازم به ذكر است كه وبلاگها در سه محور :محتوا، طراحي قالب و بروزرساني مورد ارزيابي قرار گرفته اند.

 
 بخش محتوا
  1. محمد رضا اردستاني رستمي
  2. حمزه عسگري رشتياني
  3. سيده زهرا برقعي

ادامه مطلب را از اينجا دنبال کنيد

<>
دلتنگی87/12/18
<>حمزه عسگري رشتياني <>مرتبط با موضوع : اخبار ادبی و فرهنگی
<>

یک نظرسنجی با این عنوان که ایا اسرائیل حق حمله به فلسطینیان را دارد ؟ در حال برگزاری است ؛ نظر موافقین حمله اسرائیل بیشتر از مخالفین است ، با مراجعه به ادرس زیر و ارسال به دوستان جلوی این جنگ اینترنتی را بگیریم :  

                                   http://www.israel-vs-palestine.com

 

منبع : وبلاگ آقای سیدمرتضی معراجی



<>
دلتنگی87/10/29
<>حمزه عسگري رشتياني <>مرتبط با موضوع : اخبار ادبی و فرهنگی
<>
قصه پرغصه غزهغزه! فريادى آمد واقعه اى در راه است. گويى تاريخ دوباره تكرار مى شود و گويى اعرابى كه در جهالت مدرن خود غنوده اند با شلاق هاى ايمان و عقل به خود نيامده اند. شايد بناست چون اصحاب المشئمه با نگاه به شلاق و سيلى خوردن تو و فرزندانت به خود آيند، اگر بيايند.
غزه! تو بر دستان ما نقش بسته اى و چونان آينه اى در قنوت خود را به ما نشان مى دهى و ما هر روز بر خود مى گرييم و با خود مى گوييم آيا اين ماييم كه زنده ايم و تو اسير چنگال ظلم و ستم هستى.
غزه! شكست تو براى صهيونيسم چونان سرابى است كه روزگارى در سجده بر گوساله سامرى تبلور يافت.
غزه! بمان
نه به خاطر من و ما بلكه به خاطر گل هاى معصومى كه براى آزاديت پرپر شده و كنون در حال روئيدن است، بمان. به خاطر انسانيت و آزادگى بمان، كه قدر خود را در قد و قامت سرو گونه تو مى بيند. بمان غزه كه تو را ... .

ادامه مطلب را از اينجا دنبال کنيد

<>
دلتنگی87/10/01
<>حمزه عسگري رشتياني <>مرتبط با موضوع : اخبار ادبی و فرهنگی
<>

غزه در آتش و خون ...

چه فرقي دارد؟ عبدالله، سميه، عماد، كلثوم يا هر چيز ديگر
شايد زن باشم يا مرد، كودك، پير، نوجوان يا حتي جوان برومندي كه بايد بهترين سال‌هاي عمرش را سپري كند.
ولي من در غزه‌ام، اينجا فرقي نمي‌كند كه چه كاره‌ام يا چه سني دارم، اينجا من هم زنداني‌ام، مانند ميليون‌ها انسان ديگر، زنداني دژخيم روزگار
در همه جاي دنيا، به زنداني آب مي‌دهند، غذا مي‌دهند و شرايط زندگي او را فراهم مي‌كنند و او به جرمي كه انجام داده، زندان را تحمل مي‌كند.
اما اينجا مرا به جرم خواستن حقم، به جرم نابود شدن سرزمينم و به جرم شهيد شدن عزيزترين برادران و خواهرانم، زنداني كرده‌اند، همه‌مان را زنداني كرده‌اند.
هر روز بمباران، هر روز شهيد و زندانبان دژخيمي كه حتي اجازه ورود غذا را نمي‌دهند.
حتماً هنگامي كه اين نوشته را مي‌خواني، از برق استفاده مي‌كني، ولي از وقتي ورود سوخت بر ما را هم قطع كرده‌اند، تنها نيروگاه برق شهرم هم تعطيل شده است و من از اين هم محروم شده‌ام.
اگر دوست داري حقوق بشر را ببيني به محاصره ما نگاه كن، به شهادت هر روزه شهروندان نگاه كن، به سرزمين‌هايي كه از من گرفتند، نگاه كن، مگر اين‌ها حقوق ما نيست؟ اما كسي نخواست ببيند.
اگر دوست‌داري دموكراسي را ببيني، به ما نگاه كن كه چگونه به جرم انتخاب كساني كه دشمنان نمي‌پسنديدند، محكوم شديم، دموكراسي يعني همين، يعني اينكه به محض انتخاب دلخواهمان، حتي از كمك‌هاي بهداشتي هم محروم شديم.
اگر مي‌خواهي حق حاكميت را ببيني، به ما نگاه كن كه چگونه بارها، نمايندگانمان را دزديدند و هيچ‌كس، فرياد نكرد.
شايد تو هم فرياد نكردي، ولي هنوز مي‌تواني، تو طبع شيطاني نداري، مي‌تواني فرياد بزني و شريك و هم عقوبت اين جلادان روزگار نباشي.
فرياد بزن، نه به خاطر ما. به خاطر خودت كه اين‌ها همان حقوق بشر و دموكراسي و حق حاكميتي است كه سردمداران پليد روزگار، تو را به آن مي‌خوانند و با سكوتشان، آن را براي ما تاييد مي‌كنند؛ پس براي تو نيز، آن را خواند پسنديد.
به خودت، ثابت كن كه آنقدر آزاده‌اي كه با همه مشكلات، پشتيبان و همراه آزادگان جهان باشي.
به خودت، ثابت كن كه از رئيس آن كشور عربي بيشتر مي‌فهمي، بيشتر از اويي كه آنقدر انديشه نمي‌كند كه اگر مقاومت ما نبود، اگر از جان گذشتگي مردم من نبود و اگر رژيم جلاد را در جاي خودش متوقف نكرده بوديم، سرزمين او و همه دوستان سردمدار خوشگذرانش، جزئي از نيل تا فرات شده بود و باز هم اوي بي انديشه، به سوي قاتل هر روزه ما، دست دوستي دراز مي كند تا سد ما را بشكند.
آري تو بيش از او مي فهمي، همان طوري كه ديگران در سراسر جهان، مي‌فهمند.
تو مسئولي، هم براي خودت و هم براي ما كه اگر آگاهي و جنبش شما نباشد، زندانبانان جلاد غزه، گفته‌اند كه هولوكاست را به واقعيت تبديل مي‌كنند و من، ما و همه هم ميهنان دربندم، طعمه آن‌ها هستيم.



<>
دلتنگی87/09/05
<>حمزه عسگري رشتياني <>مرتبط با موضوع : اخبار ادبی و فرهنگی
<>

این فصل را با من بخوان ؛ باقی فسانه است !طاهره صفارزاده، شاعر و مترجم قرآن، صبح امروز پس از يك دوره بيماري، در بيمارستان ايرانمهر تهران در سن 72 سالگي درگذشت.

مسئول بخش آي‌سي‌يو بيمارستان ايرانمهر در گفت‌وگو با خبرنگار فارس، خبر درگذشت صفارزاده را تأييد كرد.
‌اين شاعر و استاد دانشگاه از يك ماه پيش، به‌علت زايده‌ مغزي در بيمارستان ايرانمهر تهران بستري شده و مورد عمل جراحي قرار گرفته بود.
صفارزاده در سال 1315 در شهرستان سيرجان متولد شد و پس از كسب مدرك ليسانس در رشته زبان و ادبيات انگليس براي ادامه تحصيل به خارج از كشور رفت.
وي در سال 1371 از سوي وزارت علوم و آموزش عالي، استاد نمونه اعلام شد و در سال 80 پس از انتشار ترجمه قرآن كريم به افتخار «خادم القرآن» نائل آمد.
وي در ماه مارس 2006 همزمان با بر پائي روز جهاني زن از سوي سازمان نويسندگان آسيا و افريقا به عنوان شاعر مبارز و زن نخبه دانشمند مسلمان برگزيده شد.

سفر عاشقانه شعری است از صفارزاده که در ادامه مطلب می توانید بخوانید .


ادامه مطلب را از اينجا دنبال کنيد

<>
دلتنگی87/08/04
<>حمزه عسگري رشتياني <>مرتبط با موضوع : اخبار ادبی و فرهنگی
<>
دلتنگيبا  هرچه عشق

         نام تو را می توان نوشت،

با هرچه رود

 

            راه تو را می توان سرود، 

بیم از حصار نیست

 

          که هر قفل کهنه را

 

                با دست های روشن تو

 

                 می توان گشود!!! 

شعري كه بالا برايتان نوشتم از سروده هاي شاعر تواناي كشورمان جناب آقاي محمدرضا عبدالملكيان است . ديروز جمعه درگير كارهاي جابجايي و جمع و جور كردن وسايل خونه براي اسباب كشي بوديم . خيلي خسته شده بودم و داشتم كاست مهرباني از سروده هاي ايشان  با صداي مرحوم شكيبايي گوش مي كردم . قطعه بالا را با اجراي مرحوم شكيبايي بسيار دوست دارم . بيش از چند بار آن را با همين آواي حزن انگيز مي شنيدم  و لذت مي بردم كه ساعتي بعد خبر درگذشت ايشان را از راديو شنيدم . واقعاٌ دردآور بود و تاسف آميز !!!!

مرگ پايان كبوتر نيست مرا می شناسی تو ای عشق؟؟؟ 

 من از آشنایان احساس آبم!

همسایه ام مهربانیست! 

و طوفان یک گل مرا زیرورو کرد!!! 

پُُرم از عبور پرستو،

صدای صنوبر،

سلام سپیدار! 

پُُرم از شکیب و شکوه درختان!

و در من تپش های علف ریشه دارد، 

دل من گره گیر چشم نجیب گیاه است،

صدای نفسهای سبزینه را می شناسم،

و نجوای شبنم مرا می برد تا افق های باز بشارت، 

مرا می شناسی تو ای عشق؟؟؟ 

روحش شاد و يادش گرامي باد ... .



<>
دلتنگی87/04/29
<>حمزه عسگري رشتياني <>مرتبط با موضوع : اخبار ادبی و فرهنگی
<>

با سلام به همه ایرانیان سرزمین با افتخار و سرافزار پارسی.
همانگونه که احتمالا اطلاع دارید ، شرکت گوگل تحت نفوذ لابی صهیونیستی و احتمالا با دریافت مبلغ قابل توجهی رشوه از شیخ نشین های حاشیه خلیج همیشه فارس اقدام به تغییر غیر قانونی نام خلج فارس به (( خلیج ع ر ب ی )) در نسخه جدید نرم افزار معروف Google earth نموده است!
از انجایی که ما ایرانیان در شرایط سیاسی امروز هیچ دوستی به غیر از یکدیگر نداریم و تاریخ و تمدن ده هزار ساله ایران عزیز ، امروز مورد تاخت و تاز بیگانگان بی تاریخ و تمدن قرار گرفته است، بیایید تا با همیاری و دستگیری یکدیگر با یک صدا و یک اراده مراتب اعتراض و انزجار خود را از این اقدام غیر منطقی و غیر قانونی به گوش مسوولان بی فکر و خود فروخته شرکت گوگل برسانیم .
از این رو از شما ایرانی غیرتمند دعوت می شود تا با مراجعه به آدرس های زیر ، ضمن امضا نامه اعتراض رسمی، مستقیما از صفحه نظر خواهی شرکت گوگل در مورد نرم افزار گوگل ارس ، مراتب اعتراض خود را اعلام دارید.
باشد تا این همیاری و اتحاد در تاریخ جهان ثبت شود و نه تنها موجب رضایت گذشتگان بلکه باعث افتخار آیندگان این تمدن کهن و سرزمین تمدن ساز گردد.


امضا نامه اعتراض به مسوولان شرکت
http://www.petitiononline.com/sos020...tion-sign.html

درج مستقیم اعتراض در صفحه نظر خواهی گوگل 

هموطن عزیز ایرانی توجه داشته باشیم که امضا نامه اعتراض یک اقدام موردی و البته قدرتمند است و ما با تنها چند کلیک ساده و درج نظر خود در این کار بزرگ مشارکت می کنیم.
اما درج اعتراض خود در صفحه نظر خواهی گوگل یک ضربه به قلب هدف بوده و میتوان با این کار در یک چهارچوب قانونی و علمی به این احمق ها بفهمانیم که ما ایرانی ها از هر ابزار و روش قانونی و انسانی برای برخورد و اعتراض به اقدامات غیرقانونی و غیر انسانی دشمنان و خودفروختگان استفاده می نماییم.

همزبان عزیز از نوشتن مطالب رکیک و دور از نزاکت و ادب که فقط برخاسته از عصبانیت و بی صبری شما نسبت به این اقدام زشت جامعه غرب می باشد، جددا خودداری فرمایید. چرا که این کار باعث تشویق آنها به تکرار چنین اقداماتی میگردد! با ادب و نزاکت خود ، به انها نشان دهید که با ما خیلی فرق دارند!


در ادامه راهنمای تکمیل فرم نظرخواهی شرکت گوگل ارایه میگردد:

برای تکمیل فرم نظر خواهی و درج اعتراض خود در سایت گوگل ابتدا به آدرس زیر مراجعه فرمایید:
http://earth.google.com/support

سپس در پایین صفحه بر روی لینکی که در جمله زیر درج شده کلیک کنید تا وارد صفحه نظرخواهی شوید:

Tell us how we're doing: Please answer a few questions about your experience to help us improve our Help Center.

در فرم ظاهر شده گزینه های زیر را در هر قسمت به ترتیب انتخاب نمایید . توجه کنید که این فرم در چند بخش و در یک صفحه می باشد و شما فقط باید به قسمت هایی که در زیر آمده است پاسخ دهید:

بخش اول: در پاسخ به این سوال که چقدر از این نرم افزار رضایت دارید؟ دایره زیر عبارت بسیار ناراضی هستم را انتخاب کنید:
How satisfied are you with your overall Google Earth experience?
Very dissatisfied

بخش سوم: در پاسخ به اینکه چرا از این بخش بازدید کرده اید، پاسخ دهید برای حل یک مشکل و و در قسمت other کلمه Persian Gulf را تایپ کنید.
Why did you visit online help today?
To fix a problem
Other: Persian Gulf
تیک کنار این دو گزینه را انتخاب کنید.

در قسمت آخر : در پاسخ به این سوال که آیا انچه را که خواستید یافته اید یا خیر ؟ عبارت No را برگزینید:
Did you find the information you were looking for?

در پایان در بخشی که برای دریافت نظر شما مشخص شده است ، اعتراض خود را (بهتر است به انگلیسی) درج نمایید.
Do you have any additional thoughts?

و در پایان دکمه ثبت Submit را کلیک کنید.

برای قسمت نظر انگلیسی بهتر است عبارت زیر را کپی کنید تا ضمن بیان مطلب بصورت شیوا و منطقی یک هماهنگی هم بین نظرها وجود داشته باشد.

I as an Iranian and a member of international community strongly condemn your ridiculous , irresponsible and illegal act of changing the Persian Gulf name to Arabian gulf in your recent version of Google earth!
Please immediately and unconditionally correct this very unforgivable mistake by removing Arabian gulf from that software and all its online and offline databases!
The correct name for the gulf southern Iran is Persian Gulf according to all legal, historical and international documents and regularities!


خلیج فارس  چگونه خلیج  ع ر ب ی  شد :

براي مشاهده تصاوير زير در ابعاد بزرگتر همزمان با فشرده كليدCtrl روی آنها کلیک فرمایید:

خليج تا ابد فارس

خليج تا ابد فارس

خليج تا ابد فارس

خليج تا ابد فارس

خليج تا ابد فارس

خليج تا ابد فارس

خليج تا ابد فارس

خليج تا ابد فارس

خليج تا ابد فارس

خليج تا ابد فارس

خليج تا ابد فارس

خليج تا ابد فارس

خليج تا ابد فارس

خليج تا ابد فارس

  



<>
دلتنگی87/02/11
<>حمزه عسگري رشتياني <>مرتبط با موضوع : اخبار ادبی و فرهنگی
<>

احد ده بزرگی«احد ‌ده‌بزرگي» پيشكسوت شعر‌آييني، ‌دبير ‌ستاد برگزاري شبهاي ‌شعر ‌عاشورا در بستر بيماري به سر مي‌برد.

شاعر شعرهاي عاشورائي و آئيني به علت ابتلا به عارضه قلبي امروز شنبه (۳۱/۰۱/۸۷) جهت پيگيري روند تشخيص و معالجه به بيمارستان منتقل خواهد شد.
وضع فعلي «ده‌بزرگي» مساعد اعلام نشده و اين مسئله سبب نگراني جمعي از هنرمندان و علاقمندان فرهنگ و هنر ولايي شده است.
«احد ده‌بزرگي» از جمله شاعران پيشكسوت عرصه ادبيات آئيني محسوب مي‌شود كه از وي تاكنون بيش از 40 اثر منتشر شده است.
برای سلامتی این شاعر و هنرمند عزیز کشورمان دعا کنیم .



<>
دلتنگی87/01/31
<>حمزه عسگري رشتياني <>مرتبط با موضوع : اخبار ادبی و فرهنگی
<>

ادبيات در سالي كه گذشت، آبستن اتفاقات بسياري بود در اين گزارش، به اهم اين وقايع خواهيم پرداخت .

:: درگذشت علامه سيدجعفر شهيدي

:: درگذشت قيصر امين‌پور

:: درگذشت حسين ابراهيمي (الوند)

:: انتشار رمان «طوفان ديگري در راه است»

::  انتشار رمان «اسماعيل»

:: برگزاري دومين جشنواره بين المللي شعر فجر

:: تغيير مكان جايزه كتاب سال شهيد «حبيب غني‌پور»

::  ديدار شاعران با مقام معظم رهبري

:: برگزاري كنگره بين‌المللي مولانا

:: تغيير ساختاري در شوراي شعر و ترانه وزارت ارشاد

:: دوريس لسينگ» برنده نوبل ادبي 2007 شد

:: درگذشت «آلن رب گریه»

:: درگذشت «نورمن ميلر»

:: نام‌گذاري سال 2008 به‌نام سال رودكي و غزالي

:: انتشار افسانه «تريستان و ايزوت» بعد از 30 سال

:: زمزمه تحول در رشته زبان و ادبيات فارسي

:: بستري شدن احمد عزيزي


ادامه مطلب را از اينجا دنبال کنيد

<>
دلتنگی86/12/23
<>حمزه عسگري رشتياني <>مرتبط با موضوع : اخبار ادبی و فرهنگی
<>

داستان فیلم درباره نبرد سپاه خشایارشاه در ترموپیل و مقاومت یک لشگر 300 نفره در برابر سپاه ایران است. اما چیزی که باعث برانگیخته شدن احساسات ایرانیان بعد از دیدن این فیلم خواهد شد ، چهره زشت و غلطی است که از ایرانیان ارائه می‌شود ، چه در بعد ظاهری و چه از لحاظ منش و شیوه رفتار آنها.

نمی‌خواهم پستم را از سر تعصب بنویسم ، ولی واقعا شما فکر می‌کنید ، چنین تصویرسازی‌ای از خشایارشاه درست است؟!

آیا محققین این فیلم در مورد لباس ایرانیان در عهد باستان تحقیق علمی کرده‌اند ، به گواه همگان لباس ایرانیان باستان از لحاظ آراستگی و زیبایی در دنیای قدیم همتایی نداشته است ، چنانکه لباس ایرانی هدیه‌ای بسیار با ارزش در آن زمان محسوب می‌شد.

لباس ایرانیان باستان:
بطور كلي لباس ایرانیان باستان عبارت بود از يك بالا پوش شبيه شنل و يك دامن پرچين ، كه بالا پوش و دامن در محل كمر داراي يك كمربند چرمي بوده است. بالا پوش پوششي مانند شنل بوده است در بعضي جلوي آن باز و در بعضي بسته بوده است. بلندي بالا پوش به اندازه بالا تنه است.در قسمت كمر به شكل ليفه تمام چينهاي پشت بالا پوش جلو باز روي چال گردن بوسيله دكمهاي به هم وصل مي شود. دامن ایرانیان بر دو نوع است: نوع اول يك راسته چين و دومي داراي دوراسته چين.
ایرانیان لباس خودرا ازپارچه هاي نقش و نگاردار با رنگهاي گيرا و پرشكوه تهيه ميكردهاند. كلاه ایرانی از جنس نَمد بوده است.(مگر كلاه هاي جنگي كه از آهن و مُفرُغ ساخته مي شده است.)

 به لباس خشایارشا ، توجه کنید.

برای گرفتن اطلاعات کامل در مورد فیلم به ادامه مطلب بروید


ادامه مطلب را از اينجا دنبال کنيد

<>
دلتنگی86/01/13
<>حمزه عسگري رشتياني <>مرتبط با موضوع : اخبار ادبی و فرهنگی
<>

ماهاتما گاندي ميگويد: هفت چيز انسان را از پاي در مي آورد و هلاك ميسازد:1-سياست بدون شرف 2- لذت بدون وجدان 3- پول بدون كار 4-شناخت بدون ارزشها 5- تجارت بدون اخلاق 6- دانش بدون انسانيت 7- عبادت بدون فداكاري



<>
دلتنگی85/12/17
<>حمزه عسگري رشتياني <>مرتبط با موضوع : اخبار ادبی و فرهنگی
<>

دوستان عزیزِ ؛ شما با آدرس زیر نیز می توانید به وبلاگ دسترسی پیدا نمایید :

http://www.panjareh.coo.ir


حال محمد معلم ، شاعر که بيش از يک سال است از عارضه سرطان رنج مي برد ، رو به وخامت گذاشت .

همسر اين شاعر پيشکسوت درگفتگو با مهر، با بيان اين مطلب ، گفت : در طول يک سال گذشته اين شاعر در چندين بيمارستان از جمله بيمارستان مدائن بستري بوده است و اخيرا "دکتر يزدان بد " از بهبود مجدد وي قطع اميد کرده و او را به منزل آورده ايم .

وي در ادامه گفت : گاه ، چهار يا پنج ساعت کامل در بيهوشي هستند و براي دقايقي به هوش مي آيند ، بنا به گفته وي ، معلم به عارضه سرطان کلوني (روده بزرگ ) ابتلا يافته است .

يکي از اشعار وي را با هم بازخواني مي کنيم :

کس نداند که در اين دشت به ما چون بگذشت
واي بر آنکه از اين دشت پر از خون بگذشت
گله عقل در اين معرکه بر خاک انداز
اين کويري است کز آن ناقه مجنون بگذشت
حاتم از مکنت خود هيچ نبخشيد به کس
در حقيقت ز سر دولت قارون بگذشت
دوش در ميکده افسانه جم مي گفتند
جام شيون زد و با ديده پر خون بگذشت
بنده همت آن خسرو مردم دارم
که کله گوشه اش از گوشه گردون بگذشت

گفتني است شباهت نام وي با شاعر برجسته معاصر علي معلم دامغاني در ساعات اوليه اعلام خبر ، موجبات نگراني تعدادي از اهالي ادب و رسانه را پديد آورد ، گروه فرهنگ و ادب خبرگزاري مهر از درگاه ايزد يکتا براي هردوشاعر آرزوي سلامتي دارد .



<>
دلتنگی85/10/29
<>حمزه عسگري رشتياني <>مرتبط با موضوع : اخبار ادبی و فرهنگی
<>

عمران صلاحی ؛ شاعر بغض هاي دل آزار و كهنه از ميان ما رفت . انشاء اله در نوشته هاي آينده نمونه اي از اشعارش را برايتان خواهم نوشت . اما هم اكنون تنها در وصف او اين شعر سهراب را مناسب مي بينم :

بزرگ بود

و از اهالي امروز بود

و با تمام افقهاي باز نسبت داشت

و لحن آب و زمين را چه خوب مي فهميد.

***

صداش

به شكل حزن پريشان واقعيت بود

و پلك هاش

مسير نبض عناصر را

به ما نشان داد

و دست هاش

هواي صاف سخاوت را

ورق زد

و مهرباني را

به سمت ما كوچاند

***

به شكل خلوت خود بود

و عاشقانه ترين انحناي وقت خودش را

براي آينه تفسير كرد.

و او به شيوه باران پر از طراوت تكرار بود

و او به سبك درخت

ميان عافيت نور منتشر ميشد.

هميشه رشته صحبت را

به چفت آب گره مي زد.

براي ما، يك شب

سجود سبز محبت را

چنان صريح ادا كرد

كه ما به عاطفه سطح خاك دست كشيديم

و مثل لهجه يك سطل آب تازه شديم.

***

و بارها ديديم

كه با چقدر سبد

براي چيدن يك خوشه بشارت رفت.

***

ولي نشد

كه روبروي وضوح كبوتران بنشيند

و رفت تا لب هيچ

و پشت حوصله نورها دراز كشيد

و هيچ فكر نكرد

كه ما ميان پريشاني تلفظ درها

براي خوردن يك سيب

چقدر تنها مانديم.



<>
دلتنگی85/07/15
<>حمزه عسگري رشتياني <>مرتبط با موضوع : اخبار ادبی و فرهنگی
<>