تبليغاتX
پنجــــــره

حماسه از چشم‏های تو آغاز می‏شود در روزی داغ و خون‏آلود.

رشادت یعنی «تو»؛ وقتی که در رکاب پدر، تار و پود حادثه را شمشیر زدی.

امروز می‏آیی؛ عَلَم عشق بر دوشت، با نشانه‏ای از آن سوی آسمان، و زمین با خنده‏های نخستینت، شکفتن آغاز می‏کند.

در وجودت تکه‏ای از بهشت جا مانده است؛ آن گونه که از چشمانت عطر یاسی عجیب می‏تراود.

روشنای چهره‏ات با اُفق‏های دور و درخشان نسبت دارد. ریشه‏ات از مقدم‏ترین رودخانه آب می‏خورد.

نخل‏ها، پیش قامتت کوچک می‏نمایند، ای بزرگِ دوست داشتنی!

نامت از دهان زمین نمی‏افتد.

آزادگی، دوست دیرینه تو، خورشید، همبازی کودکی‏ات و عشق، همسفره همیشگی توست.

قبایل عرب از گندمزار شجاعت تو نان می‏خورند.

پرندگان، چشم بر قانون رهایی‏ات دوخته‏اند.

می‏آیی و پنجه در پنجه کوه می‏افکنی و فرو می‏ریزی‏اش.

می‏آیی و از جای گام‏های سپیدت، درختانی از آینه قد می‏کشند.

بر اسب که می‏نشینی، بارانی از ... .


ادامه مطلب را از اينجا دنبال کنيد

<>
دلتنگی88/05/11
<>حمزه عسگري رشتياني <>مرتبط با موضوع : مدح و مرثیه اهل بیت
<>

سلام بر حسين و اربعينش، سلام بر اربعين و زائرانش! و سلام بر اندوه هاي دل آنان كه به سوغات بر مزار كشتگان، عشق بردند و به مويه نشستند. به شوق زيارت صحن و سراي جان فزايت، اربعين شهادتت را به سوگ مي نشينيم، يا حسين!
اربعين از رازهاي هستي، خصوصيت عدد چهل و اسرار نهفته در آن براى ما روشن نيستو اربعين از رازهاي هستي است و اربعين حسين (ع) روز بسط لطف اوست بر پيروان و دوستدارانش. و در مقام حسين (ع) همين بس كه در زيارت اربعينش خطاب به جدشان محمد مصطفي (ص) و پدر بزرگوارشان حضرت علي (ع) و مادر گراميشان فاطمه (س) مي گوييم كه خداوند عزاداري شما را در رثاء حسين (ع) فبول فرمايد.

اربعين در فرهنگ عاشورا

در فرهنگ عاشورا، اربعين به چهلمين شب شهادت حسين بن علي(ع) گفته ميشود که مصادف با روز بيستم ماه صفر است. از سنتهاي مردمي گرامي داشت چهلم مردگان است، که به ياد عزيز فوت شده خويش، خيرات و صدقات ميدهند و مجلس ياد بود بر پا ميکنند، در روز بيستم صفر نيز، شيعيان، مراسم سوگواري عظيمی را در کشورها و شــــهرهاي مختلف به ياد عاشوراي حسيني بر پا ميکنند. عاشقان و پيروان آن امام، در سحال اســـــرار اربعين به ذکر پرداخته و باران اشکبار چشم خويش را با مظلوميت حسين و يارانش پيوند مي زنند. اين راه، راه تداوم عشق است و بي گمان ... .


ادامه مطلب را از اينجا دنبال کنيد

<>
دلتنگی87/11/29
<>حمزه عسگري رشتياني <>مرتبط با موضوع : اشعار و مطالب عاشورایی
<>

فرارسیدن اربعین حسینی علیه السلام رو به همه دوستان تسلیت عرض میکنمچهل روز است كه حيرانم، چهل وادى را به طلب پيموده‏ام و هيچ نيافته‏ام. هنوز اسم تو بر زبانم جارى نشده كه بغضم ترك مى‏خورد. در ابتداى زمزمه صبورترين مثنوى دنيا قامت قلم به تعظيم خم مى‏شود. مرور خاطرات كبودت فضاى سينه‏ام را به آتش مى‏كشد و هر چه مى‏گردم براى درك وسعت صبر تو دامانى جز محبّت خودت نمى‏يابم.

آشناى ديرينه زخم و عطش! مهربان سينه خونين و دست‏هاى بريده! بانوى غزل‏هاى تكرار ناشدنى شهادت و شهامت! تمام آسمان و زمين به تعزيت آمده‏اند. چهل روز است كه چشمه‏ها نمى‏جوشند، مى‏گريند؛ چهل فصل است كه نخل‏هاى سربلند نينوا سر در گريبان به ايستادگى‏ات غبطه مى‏خورند. امّا ديگر كسى نيست كه معناى عظيم صبر و مفهوم بليغ آزادگى تو را بفهمد.

دنيا با دست خودش استقامت مجسم را در خاك كرد و حالا با تمام وجود بر تنگناى لحظاتى كه آغوشش تهى از فيض حضور سيد الشهداء «عليه‏السلام» است به سكوت تلخى ... .


ادامه مطلب را از اينجا دنبال کنيد

<>
دلتنگی87/11/27
<>حمزه عسگري رشتياني <>مرتبط با موضوع : اشعار و مطالب عاشورایی
<>
ضیافت آب و شعر و روضهخواستم بگویم آب، بیت اول محرم است؛
ولی...
ناگهان الف، قامتش شکست و گفت:
باز این چه شورش است که در خلق عالم است؟

پاسخش نوشت، مرد خنده‌های بزمِ عاشقان بُرَیر و گفت:
شور نیست؛
شهدی از شهادت است؛
از جناح دشمنان جنایت است؛
از برای دوستان شفاعت است؛
البته برای بنده هم، حور العین جنت است!!!

و بعد از این مزاح مشتیانه‌ی بشر،
الفبای زندگی،
در حضور اسم و فعل و حرف و قید، خنده زد، پس از تمام سال‌ها خستگی...
مثل پهلوانِ کوچه‌ی بلا،
کربلا!
و کلاس درسمان،  واژه‌ای شنید، آشنا.

هان چه شد؟
دل شما شکست...!؟
من هنوز، روضه‌ای نخوانده‌ام که های‌های گریه می‌کنید ... .


ادامه مطلب را از اينجا دنبال کنيد

<>
دلتنگی87/11/01
<>حمزه عسگري رشتياني <>مرتبط با موضوع : اشعار و مطالب عاشورایی
<>

مقتل خوانی ؛ سنت فراموش شدهپس از واقعه جانگداز عاشورا در سال 61 هجري اولين گزارش‌ها را همان شاهدان عيني واقعه يعني خانواده امام حسين(ع) به ويژه زينب كبري (س) و حضرت سجاد (ع) به تاريخ ارائه كردند بعدها اين گزارش‌ها به ويژه از دو روز پاياني وقوف در صحراي نينوا مقتل خوانده شد. گزارش‌هايي بدون غلو مستند به مشاهدات و مبتني بر واقعيت و عقلانيت كه بدون آن كه احساسات و عواطف خارجي به آن افزوده شود به خودي خود مظلوميت،شهامت و حماسه و عرفان واقعه عاشورا را نشان مي‌دهد.
مقتل‌خواني در چند سال اخير جاي خود را به انواع ديگري از ذكر مصيبت‌هاي اهل بيت پيامبر(ص) در كربلا داده و مداحان سعي مي‌كنند با اشعار خاص و بروز عواطف و تهييج احساسات صادقانه اما كمتر مستند به بازخواني واقعه و عمدتا به بروز احوال شخصي خود و علاقه‌مندان بپردازند.
در حالي كه خواندن مقتل خود كاركردهاي ديگري دارد كه كمترين آن گريه كردن عزاداران حسيني بر اين واقعه جانگداز است.


ادامه مطلب را از اينجا دنبال کنيد

<>
دلتنگی87/10/30
<>حمزه عسگري رشتياني <>مرتبط با موضوع : اشعار و مطالب عاشورایی
<>


ای ماه خدا! در تقویم دل ما خاطره هیچ ماهی به سرخی تو نیست! سلام خدا بر تو و بر ستارگانی که بر گردت حلقه زده اند! و سلام خدا بر خورشید فروزانی که در خود جای داده ای!

ای ماه خون! بار دیگر از راه میرسی و با نسیم گرم کربلایی، قصه آلاله های سرخ را به گوش جان می رسانی. دوباره سکوت تاریخ را درهم می شکنی و بغض ناله را از تنگنای حنجره ها ... .

ادامه مطلب را از اينجا دنبال کنيد

<>
دلتنگی87/10/16
<>حمزه عسگري رشتياني <>مرتبط با موضوع : اشعار و مطالب عاشورایی
<>
کل یوم عاشورانهضت امام حسین (ع)نهضتی مقدس، متعالی و روحانی بود که پاکی، خلوص، بی اعتنایی به دنیا، بری بودن از اغراض شخصی و آز و جاه طلبی و خودخواهی از وِیژگی های این قیام است.
حسین بن علی (ع) کسی است که تمام هستی و متعلقات خویش را با اخلاص در راه خدا که اصل و منشا ء تمام کمالات و تقدس ها را فدا کرده و تمام تقدس ها و کمالات و جاودانگی به وجود فدا شده اش انتقال یافته است و بی جهت نیست که محبت و عشق به آن حضرت در دل های مومنان جایگزین شده به همان گونه که محبت و علاقه به خداوند در آن دل ها جای دارد.
امام حسین (ع) که در راه خدا و در راه افکار عالیه اش شهید شد وجود مادی خود را نفی کرد، اما به صورت منبع فضیلت و مرکز شرافت و عظمت وجود جاودانه خود را اثبات کرد.
عقل و دین حکم می کند که بزرگان و افراد برگزیده را در حال حیات و ممات ارج نهیم و ... .

ادامه مطلب را از اينجا دنبال کنيد

<>
دلتنگی87/10/15
<>حمزه عسگري رشتياني <>مرتبط با موضوع : اشعار و مطالب عاشورایی
<>

روياي تاريكامشب آسمان دل تنگش را چون بقچه دل تنگي‌هاي يك مسافر غريب باز كرد. سرد و بلور گونه. در ستيغ اين تپه كه گويي آسمان بر آن تكيه دارد دانه‌هاي درشت و سرد برف روي درخت‌ها، روي ايوان‌ها و حتي روي لبه پنجره‌ها خانه كرده است و سوز سرد از ميان اين پنجره‌هاي چند جداره با قساوت هرچه تمام‌تر به درون مي‌خزد.
امشب در اين افق‌هاي مات و مبهوت ديگر حتي لكه چركين ماه بر سقف كوتاه و سنگين زمين سايه نيفكنده است و همه جا تاريكي است و سكوت و سرما و دانه‌هاي سفيد برف و من چون خواب زده‌اي مجنون بر سينه سرخ فام آسمان چشم دوخته‌ام.
آن كمي دور دست‌ترها اما شايد، آنجا كه كوچه‌هايش رنگ سفيد برف را نديده است، آنجا كه ماه بر آسمان اين زمين مرده و مه گرفته و مرداب‌هاي ساكت و بي‌جنبشش سايه افكنده است، آنجا كه سكوت با غرش شبانه تانك‌ها الفتي ديرينه دارد، آنجا كه سقف خانه‌ها را با بستر خيس نيمه شب‌هاي خردسالان مودتي است تاريخي، آنجا كه سرما با دستان پينه بسته گرم مي‌گيرد، آنجا كه شاعر در تنگناي محاصره مرد و غم را هم قافيه مي‌سازد،
آنجا … شايد كسي در اين تاريكي مطلق شب‌هاي تار غزه روياي آزادي ببيند…



<>
دلتنگی87/09/11
<>حمزه عسگري رشتياني <>مرتبط با موضوع : اشعار و مطالب عاشورایی
<>

باز باران با ترانه مي خورد بر بام خانه

محرم از راه رسید ، باز هم کربلا، بازهم نینوا ، باز هم یاد و خاطره شهدای کربلا ودر راس آنها آقا و سرورمان حسین بن علی (ع) ، قطعه زیر که اثر دلنشیني است از دوست عزیز و باصفایم آقای علی اصغر کوهکن بیاد شهدا با هم می خوانیم و اشک می ریزیم ...

 

 

باز باران...

... باز باران باترانه...

 مي خورد بر بام خانه" يادم آيد كربلا را دشت پر شور ونوا را

 گردش يك ظهر غمگين

گرم و خونين

 لرزش طفلا ن نالان زير تيغ و نيزه ها را

باز باران با صداي گريه هاي كودكانه

 از فراز گونه هاي زرد وعطشان

 با گهرهاي فراوان

مي چكد از چشم طفلان پريشان

پشت نخلستان نشسته

 رود پر پيچ وخمي در حسرت لبهاي ساقي

 چشم در چشمان هم آرام وسنگين

مي چكد آهسته از چشمان سقا برلب اين رود پيچان

 باز باران

 باز باران با ترانه آيد از چشمان مردي خسته جان

 هيهات بر لب از عطش در تاب و در تب

 نرم نرمك مي چكد اين قطر ه ها روي لب

شش ماهه طفلي رو به پايان

  مرد محزون دست پر خون

 مي فشاند از گلوي نازك شش ماهه بر لب هاي خشك آسمان

باچشم گريان

باز باران

 باز هم اينجا عطش آتش شراره

 جسمها افتاده بي سر پاره پاره

 مي چكد از گوشها باران خون و كودكان بي گوشواره

 شعله در دامان و در پا مي خلد خار مغيلان

وندرين تفتيده دشت وسينه ها برپاست طوفان

 دستها آماده شلاق و سيلي

 چهره ها از بارش شلاقها گرديده نيلي

 وندرين صحراي سوزان مي دود طفلي سه ساله

 پر زناله

 پاي خسته دلشكسته

 روبرو بر نيزه ها خورشيد تابان

مي چكد از نوك سرخ نيزه ها برخاك سوزان

 باز باران

 باز باران

.قطره ...قطره...

 مي چكد از چوب محمل

 خاكهاي چادر زينب به آرامي شود گل

 مي رود اين كاروان منزل به منزل

 مي شود از هر طرف اين كاروان هم سنگ باران

آري آري باز سنگ و باز باران

آري آري

تا نگيرد شعله ها دردل زبانه

تانگيرد دامن طفلان محزون را نشانه

 تا نبيند كودكي لب تشنه اينجا اشك ساقي

بر فراز خيمه

برگونه ها

بر مشك ساقي

كاش مي باريد باران

منبع  و وبلاگ آقاي كوهكن



<>
دلتنگی86/10/24
<>حمزه عسگري رشتياني <>مرتبط با موضوع : اشعار و مطالب عاشورایی
<>

مداحی و روضه خوانی و ذکر مصیبت عاشورا اگرچه قسمتی از مراسم گرامی داشت عاشورا است لیکن همه ی آن نیست.جزء کوچکی است که می تواند باشد. تنها تحریک احساسات است و نه تحریک عقل و بینش.

بی شک چیزی که دوستداران امام حسین(ع) به آن نیازمندند و سبب ساز تحرک و پویایی آنان می شود، نه پرداختن به مدح و مصیبت بلکه پی بردن به فلسفه ی قیام و تدبیر آن حضرت است.ولی متاسفانه در اکثر تکایا،حسینیه ها،مساجد و مجالس عزاداری تنها به شق احساسی ماجرا می پردازندتا آنجا که عزاداران می پندارند باید برای تشنگی امام حسین(ع)  یا خردسالی علی اصغر و یا دست بریده ی اباالفضل گریه کرد و آنان را از ترحم خود خرسند نمود.در حالیکه گریه عاشورا باید برای قلب ارزشها و حقیقت باشد، برای درک عمق فاجعه ای باشد که در آن در جامعه شرایطی رخ داده است که جایگاه حق و باطل عوض شده و امام حسین(ع) در اوج مظلومیت،در نظر مردم از موضع باطل ظاهر می گردد تا جایی که در ظهر عاشورا هر دو گروه نماز جماعت خواندند و گروه مقابل برای کسب ثواب الهی به جنگ امام آمده بودند.

زمانی که امام حج را نیمه تمام گذاشت و به سمت کربلا حرکت کرد در منازل مختلف خطبه خواند و با مردم صحبت کرد و هدفش را گفت.چه اتفاقی دَر جامعه آن روز افتاده بود که مردم سخنان فرزند پیامبر را می شنیدند و او را همراهی نمی کردند؟ این در حالی است که در روز عاشورا وقتی عمر سعد تیر را در کمان می گذارد و به سپاه امام حمله می کند به سپاهیان خود می گوید :"شاهد باشید و در روز قیامت شهادت دهید که من اولین کسی بودم که این تیر را رها کردم." و هنگامی که اسرا از کربلا  به کوفه و سپس به شام رسیدند مردی قرآن به بغل  در جلوی حضرت سجاد ایستاد و گفت:" خدا را شاکریم که امیرالمومنین یزید را در برابر خوارج و کفار پیروز گردانید."
     آری اگر قرار است برای امام حسین (ع) گریه کنیم ،نه برای زخم هایش بلکه برای دردهایش و مظلومینش باشد.برای  انحراف در جامعه اسلامی باشد که در آن فرزند پیامبر را کشتند و زن و بچه اش را اسیر کردند و در شهر گرداندند و بعد مردم به مساجد رفتند و خدا را شاکر شدند.
     وقتی امام سجاد (ع) در مدینه به مناسبت محرم و عاشورا مراسم عزاداری بر پا می کرد به بهانه ی ریشه یابی حادثه کربلا بود، به خاطر تفکر و اندیشه بود . نه تنها برای گریه کردن و سینه زدن.

در ادامه غزلی زیبا  از دوستی می آورم که نمی شناسمش . او این شعر را به حضرت ابوالفضل عباس (ع) تقدیم کرده است :

 ای بزرگ خاندان آبها

آشنای مهربان آبها

در مقام شامخ سقائی ات

بند می آید زبان آبها

از حیاط مأذن چشمان تو

تا خدا آمد اذان آبها

با تماشای لب دریائی ات

آب افتاده دهان آبها

مثل دریائی ولیکن می دهی

مشک خشکی را نشان آبها

بر ضریح دست تو پیچیده اند

التماس گیسوان آبها

می رسید از دور بر اهل حرم

جمله سقا بمانِ آبها

زیر بار تیر های مشک تو

خورد گردید استخوان آبها

مشک و ختم و فاتحه هر گز نبود

این تصور در گمان آبها

بعد لبهای تبسم ریز تو

گریه افتاده به جان آبها

ازوداع تو حکایت می کند

دستهای پر تکان آبها

گریه امروز مال چشم تو

گریه فردا ازآن آبها

راستی بی تو چه رنگی می شود

شعر های شاعران آبها



<>
دلتنگی86/10/23
<>حمزه عسگري رشتياني <>مرتبط با موضوع : اشعار و مطالب عاشورایی
<>

جدیدا محرم که می خواهد از راه برسد نگران می شوم. بازهم بوی تند پیاز داغ از روضه خوانی ها به مشام خواهد رسید. بوی تندی که این روزها دیگر بوی سوختگی را نیز با خود به همراه دارد.

محرم از راه رسیده است و دریغ و افسوس که جای عزاداری حسین بن علی (ع) خالی. این روزها اغلب گمان می کنم که آن را که در روضه ها و مداحی ها مدح می کنند و آنگاه روزی هزار بار به قتلگاه می برند و سر می برند هر کسی هست جز حسین بن علی (ع) همان گوشواره عرش همان سید جوانان اهل بهشت!!!!

خدا رحمت کند قیصر امین پور را که گفت:

(کودکان کربلا)

 

راستی آیا

کودکان کربلا ، تکلیفشان تنها

دائما تکرار مشقِ آب! آب!

مشق بابا آب بود؟

 

این هم سروده ای از علیرضا قزوه:

 

به بام بر شده ام از سپيده تو بگويم

اذان به وقت گلوي بريده تو بگويم

 

اذان به وقت گلويي که قطعه قطعه غزل شد

غزل غزل شده ام تا قصيده تو بگويم

 

غزل غزل شده ام اي شهيد عشق که چون گل

ز عاشقان گريبان دريده تو بگويم

 

هزار مرتبه آتش شدم، نشد که غروبي

ز خيمه هاي به آتش کشيده تو بگويم

 

خوشا هماره نمازي که حمد، مدح تو باشد

به جاي سوره صفات حميده تو بگويم

 

به بام بر شده ام با عقيق _ آينه _ سبزه

مگر ز ديدن ماه نديده تو بگويم

 

به بام بر شده ام تشنه – با صداي بريده

اذان به وقت گلوي بريده تو بگويم



<>
دلتنگی86/10/22
<>حمزه عسگري رشتياني <>مرتبط با موضوع : اشعار و مطالب عاشورایی
<>

انكار تو
انكار "ديدن" است به "چشم"
صدای زنگ کاروان به غارت رفته را می شنوی....



<>
دلتنگی85/11/13
<>حمزه عسگري رشتياني <>مرتبط با موضوع : اشعار و مطالب عاشورایی
<>
شعر عاشورا

اینجا قدم قدم ، همه پیچیده بوی تو
بوی نگاه زینب و بوی گلوی تو
شنهای شعله ور شده را لمس می کنند
انگشت های القمه در جستجوی تو
اسلام را قدم زده ای سوی کفرشان
کفار قبل از این که بیایند سوی تو !
تو ماندی از زمین و نماندی از آسمان
خون از گلوت رفت و نرفت آبروی تو
من دارم آب می شوم از شرم ؛ آن زمان ـ
حتی نبوده آب برای وضوی تو
جز آسمان برای تو جایی نمانده بود
آنجا که کفر می وزد از چارسوی تو ...

(( صالح دروند ))

 

 

سرش به نیزه به گل های چیده می ماند

به فجر از افق خون دمیده می ماند

یگانه بانوی پرچم به دوش عاشورا

به نخل سبز  ز ماتم تکیده می ماند

میان خیمه ی آتش گرفته، طفل دلم

به آهویی که ز مردم رمیده می ماند

شب است گوش یتیمان ز ضربت سیلی

به لاله های ز حنجر دریده می ماند

رقیه طفل سه ساله که حوری حرم است

به آن که رنج نود ساله دیده می ماند

امام صادق حق پشت ناقه ی عریان

به زیر یوغ چو ماه خمیده می ماند

شوم فدای شهیدی که در کنار فرات

به آفتاب به خون آرمیده می ماند

هلال یک شبه ی من، ز چیست خونینی؟

نگاه تو به دل داغ دیده می ماند

حکایت احد و اشک چشم خونینش

به اختران ز گردون چکیده می ماند

(( حاج احد ده بزرگی ))

 



<>
دلتنگی85/11/05
<>حمزه عسگري رشتياني <>مرتبط با موضوع : اشعار و مطالب عاشورایی
<>