روبهروی تو، اهالی هتلهای بیستاره به هم میگفتند تو را آن دور و برها دیدهاند. ما که هر چه کمین نشستهایم، تنها غروبها رسوایی دلمان را نقاره زدهاند.
بیهوده نیست عدد هشت را به شکل سرپناه آفریدهاند. آنجا بلیتهای رفت و برگشت کبوتر میدهند تا هر روز، از گنبدت به سمت دهان باز رواقها بلعیده شوند و به اعماق دعا فرو روند. حالا هر جا خدّام تو، پرهای رنگی پرواز را اشاره میکنند، میپرم. از این ستون به آن ستون فرج است.
مثل غریبه ها به شما خیره می شوم
از لا به لای پنجره ها خیره می شــوم
از راه دور آمده ام پای بوستـان
بر دست تان شبیه گدا خیره می شوم
هر وقت آمدم سرت آقـــا شــلوغ بود
بین صدای سوز و دعا خیــره می شوم
تا چشم کار می کند اینجا کبوتر است
چون کفتری به باب رضا خیره می شوم
اینجاست کعبـه فقرا ، ثامن الحجج
هر لحظه بر مقام و منا خیره می شوم
ای آفتاب طوس ، دلم شـور می زند
از سمتتان به سمت خدا خیره می شوم
وقت وداع آمده اما هنـوز هم
بر گنبد بلند شما خیـره می شوم
<>دلتنگی
88/08/03<>
حمزه عسگري رشتياني <>مرتبط با موضوع :
مدح و مرثیه اهل بیت
<>

مومن به اندازه ي کارهاي خوبش آزمايش مي شود پس هر که دينش درست و کارش نيکو باشد بلايش سخت گردد چرا که خداوند عز و جل دنيا را نه براي پاداش مومن قرار داده و نه کيفري براي کافر و هرکس دينش سست و عملش ضعيف باشد بلايش اندک باشد .
ادامه مطلب را از اينجا دنبال کنيد
<>دلتنگی
88/07/22<>
حمزه عسگري رشتياني <>مرتبط با موضوع :
مدح و مرثیه اهل بیت
<>

نوك قلمهاى خود را تيز كنيد و خطوط را نزديك بنويسيد و كلمات اضافى براى من ننويسيد و به معانى توجّه كنيد و از زيادهروى برحذر باشيد، زيرا اموال مسلمانان تحمّل ضرر را ندارد.
از بخشنامههاى حضرت به كارگزارانش
<>دلتنگی
88/06/19<>
حمزه عسگري رشتياني <>مرتبط با موضوع :
مدح و مرثیه اهل بیت
<>
سالار بانوان دوازدهمين بهار زندگى را پشت سر نهاده بود كه نور وجود نخستين فرزند گرانمايهاش، «حسن» عليهالسلام را در وجود خويش احساس كرد، چرا كه بخشى از نور امام و موهبت امامت از امير مؤمنان به سازمان وجود او انتقال يافت و چهرهى نورافشان او با تجلى يافتن نور وجود حسن عليهالسلام در وجودش بصورت روشنى نورافشانتر و درخشندهتر گرديد و نام گرانمايهى «زهرا» مصداق درخشندهترى پيدا كرد.
طلوع وجود فرزند دلبندش، نزديك شد و در همان روزها براى پيامبر گرامى، سفرى پيش آمد. آن حضرت براى خدانگهدار به خانهى دخترش فاطمه آمد و ضمن سخنانى، به سفارشهاى لازم در مورد مولود مباركى پرداخت كه به زودى جهان را به نور وجودش نورباران خواهد ساخت.
و از جمله توصيه فرمود كه: او را پس از ولادت در پوشش زرد رنگ قرار ندهند.
پس از رفتن پيامبر، نخستين فرزند خانهى نور در روز پانزدهم رمضان به سال سوم هجرى ديده به جهان گشود. روز ولادت آن مولود مبارك، روز پرشكوهى بود. «اسماء بنت عميس» در لحظات طلوع خورشيد جهانافروز وجود حضرت مجتبى عليهالسلام از افق امامت، در آنجا حضور داشت و به همراه او بانوان ديگرى نيز بودند. آنان مولود مبارك را بىآنكه از توصيهى پيامبر گرامى آگاه باشند، در پارچهى زيبا و تميزى كه زرد رنگ بود قرار دادند. پيامبر گرامى از سفر بازگشت و به ديدار دخت سرفراز خويش شتافت. آنگاه به بانوان حاضر فرمود: فرزندم را بياوريد. و پرسيد كه نامش را چه برگزيدهايد؟
فاطمه عليهاالسلام پيش از آن به شوى گرانمايهاش پيشنهاد كرده بود كه نامى پرشكوه و باعظمت در نظر گيرد اما آن حضرت ضمن احترام به دخت پيامبر فرموده بود كه در اين مورد بر پيشواى بزرگ توحيد پيشى نخواهد گرفت. از اين رو هنوز نام و نشان انتخاب نشده بود.
... .
ادامه مطلب را از اينجا دنبال کنيد
<>دلتنگی
88/06/14<>
حمزه عسگري رشتياني <>مرتبط با موضوع :
مدح و مرثیه اهل بیت
<>
حماسه از چشمهای تو آغاز میشود در روزی داغ و خونآلود.
رشادت یعنی «تو»؛ وقتی که در رکاب پدر، تار و پود حادثه را شمشیر زدی.
امروز میآیی؛ عَلَم عشق بر دوشت، با نشانهای از آن سوی آسمان، و زمین با خندههای نخستینت، شکفتن آغاز میکند.
در وجودت تکهای از بهشت جا مانده است؛ آن گونه که از چشمانت عطر یاسی عجیب میتراود.
روشنای چهرهات با اُفقهای دور و درخشان نسبت دارد. ریشهات از مقدمترین رودخانه آب میخورد.
نخلها، پیش قامتت کوچک مینمایند، ای بزرگِ دوست داشتنی!
نامت از دهان زمین نمیافتد.
آزادگی، دوست دیرینه تو، خورشید، همبازی کودکیات و عشق، همسفره همیشگی توست.
قبایل عرب از گندمزار شجاعت تو نان میخورند.
پرندگان، چشم بر قانون رهاییات دوختهاند.
میآیی و پنجه در پنجه کوه میافکنی و فرو میریزیاش.
میآیی و از جای گامهای سپیدت، درختانی از آینه قد میکشند.
بر اسب که مینشینی، بارانی از ... .
ادامه مطلب را از اينجا دنبال کنيد
<>دلتنگی
88/05/11<>
حمزه عسگري رشتياني <>مرتبط با موضوع :
مدح و مرثیه اهل بیت
<>
پا به خانه ميگذارم ، عطر عجيب تو دلم را به درد مي آورد.
در گوشه گوشه خانه تو را مي بينم، با همان تبسم آسماني ات، اما تو نيستي فاطمه ام !
دلم در خانه مي گيرد.ديگر همان خانه هميشگي نيست که خشت خشت ديوارهايش را نه از گِل، که از دل ساخته ايم. ديگر خانه، پناهگاه خستگي ها و غمهايت نيست که به چهار ديواري اش پناه مي آوردم تا تو با آرامش کلامت، تسلي خاطرم شوي.
هر چه شمع روشن مي کنم و هر چه چراغ ، باز هم نور نگاه تو را کم دارد .
صداي گريه زينب هم که لحظه اي بند نمي آيد ! محراب خالي ات ، آتش به جانم مي زند بانو !... .
ادامه مطلب را از اينجا دنبال کنيد
<>دلتنگی
88/03/11<>
حمزه عسگري رشتياني <>مرتبط با موضوع :
مدح و مرثیه اهل بیت
<>
فردا تمام رنجها و غمهاي فاطمه (س) تمام ميشود تا هيچ يك از اهل مدينه از مويههاي دختر پيامبر (ع) به علي (ع) شكايت نياورد. فردا عرش سياه ميپوشد و زمين، سراسر غم و اندوه خواهد بود.
ادامه مطلب را از اينجا دنبال کنيد
<>دلتنگی
88/03/06<>
حمزه عسگري رشتياني <>مرتبط با موضوع :
مدح و مرثیه اهل بیت
<>

پیامبر اسلام درس رحمت عزت اقتدار اخلاق خوش و ... را به ما آموخت
درود خدا بر پیامبر رحمت که شمیم خوش صدق و صفا را به ما با رفتار عملی اش به ما یاد داد .
به امید دیدار پیامبر رحمت در جوارش در جنات بهشتی ؛ انشاالله
پيامبر اكرم(ص) از نگاه امام صادق(ع) را در ادامه مطلب بخوانید .
ادامه مطلب را از اينجا دنبال کنيد
<>دلتنگی
87/12/24<>
حمزه عسگري رشتياني <>مرتبط با موضوع :
مدح و مرثیه اهل بیت
<>
شيخ مفيد نقل مي کند:
بيماري رسول خدا (ص) سخت و وخيم شد. اميرالمومنين (ع) در کنار بسترش بود همين که نزديک بود روح از بدنش مفارقت کند فرمود: سرم را در دامن خود بگير چرا که امر الهي فرا رسيد و چون جان من بيرون رود آن را با دست خود بگير و به روي خود بکش، آنگاه مرا رو به قبله بگذار و کار غسل و دفن مرا خودت انجام بده و پيش از همه بر جنازه ام نماز بخوان و از من جدا مشو تا مرا به خاک بسپاري و از خداوند (عزوجل) طلب کمک کن! حضرت علي سر آن حضرت را در دامن گرفت و آن حضرت از حال رفت!
در اين حال فاطمه خود مرثيه مي خواند و به گونه اي آه و زاري مي کرد که در و ديوار اشک مي ريخت. يکي از مراثي که ايشان مي خواند اين بيت بود:
«صُبّت عَلَيّ مَصائبٌ لو انّها صُبت عَلَي الايّامُ صِرنَ لَيالِياً»
آنچنان باران غم و اندوه بر جانم ريخته که اگر بر روزهاي روشن مي ريخت آن روزها مانند شب تيره و تار مي گرديد. (برگرفته از سوگنامه آل محمد)
و وارد است که آن امام مبين هنگام دفن رسول خدا (ص) اشک ميريخت و از سينه آه مي کشيد و مي فرمود:
«انَّ الصَّبرَ لَجَميلٌ الاّ عَنکَ وَ اِنَّ الجَزَعَ لَقَبيحٌ الاّ عَلَيک و اِنَّ المُصابَ بِکَ لَجَليل وَ اِنَّه قَبلَکَ وَ بَعدک لَجَلَل» ؛
به راستي که شکيبايي زيباست مگر در غم فراق تو، و بي تابي نا پسند است مگر در اندوه مرگ تو! و مصيبت هاي قبل و بعد از آن هرقدر که بزرگ باشند در مقابلش ناچيزند!» (خطبه 284)
تا آنجا که در مصيبت از دست دادن بي بي دو عالم در کنار قبر مبارکش، خطاب به رسول خدا (ص) فرمود:
« اما براي من که سختي مصيبت تو را ديده و سنگيني آنرا کشيده ام شکيبايي ممکن است! اين من بودم که با دست خود تو را در ميان قبر نهادم و هنگام رحلت جان گرامي تو از ميان سينه و گردنم پرواز کرد ... انا لله و انا اليه راجعون! » (خطبه 193)
يا در جايي مستقيما اشاره به اين اندوه و مصيبت دردناک مي نمايد و مي فرمايد:
«پدر و مادرم به فداي تو اي رسول خدا! با مرگ تو رشته اي بريد که با مرگ ديگران نبريد.
... با مرگ تو رشته پيامبري و فرو آمدن پيام و اخبار آسماني گسست. مصيبت تو ديگر مصيبت ديدگان را به شکيبايي واداشت و همه را در مصيبت تو يکسان عزادار کرد.
اگر به شکيبايي امر نمي کردي و از بي تابي نهي نمي فرمودي؛ آنقدر اشک مي ريختم تا اشکهايم تمام شود و اين درد جانکاه هميشه در من مي ماند و اندوهم جاودانه مي شد که همه اينها در مصيبت تو ناچيز است. چه بايد کرد که زندگي را دوباره نمي توان باز گرداند و مرگ را نمي توان مانع شد.
پدر و مادرم فداي تو! ما را در پيشگاه پروردگارت ياد کن و در خاطرت نگاه دار!» (خطبه 226)
<>دلتنگی
87/12/05<>
حمزه عسگري رشتياني <>مرتبط با موضوع :
مدح و مرثیه اهل بیت
<>
<>دلتنگی
87/08/04<>
حمزه عسگري رشتياني <>مرتبط با موضوع :
مدح و مرثیه اهل بیت
<>
فرا رسیدن ایام شهادت مولی الموحدین حضرت علی (ع) را باهم به سوگ می نشینم و در لیالی پرفیض و برکت این ماه مبارک، از همه شما دوستان عزیز التماس دعا دارم .

دانلود شعر مرحوم آغاسی در مورد اولین شهید محراب
<>دلتنگی
87/06/31<>
حمزه عسگري رشتياني <>مرتبط با موضوع :
مدح و مرثیه اهل بیت
<>
|
|
|
دشنام به پیامبر (ص) از شنیعترین جرمها و زشتترین کارهاست و هر کس ذرهای عقل داشته باشد به پیامبران الهی دشنام نمیدهد و تنها شخصی که از عقل محروم است و هرگز انتظار خوبی و خیر از او نمیرود به پیامبر دشنام میدهد. |
|
|
اسلام به عنوان آخرین دین آسمانی و ابراهیمی در میان دیگر ادیان از جایگاه ویژهای برخوردار است به طوری که این دین کاملترین از جهات شرعی و معنوی است. در شریعت دین اسلام جایگاه ویژهای برای مجازات خاطیان در نظر گرفته شده است که این مجازاتها دلایل دینی، عقلی و عرفی را به همراه دارد. یکی از این مجازاتها توهین به پیامبر اسلام(ص) است.
اهانت به پیامبر و دشنام به رسول الله به حکم عقل از جهات مختلف محکوم است. دلایل عقلی متنوعی برای نکوهش و زشتی سب نبی و ضرورت مبارزه با ساب النبی اقامه شده است. همچنین علاوه بر کتاب و سنت و اجماع که با هر سه مجازات قتل ساب البنی ثابت میشود عقل نیز ضرورت کیفر توهین به نبی را تأیید میکند. همانطور که دلایل فقهی مجازات سنگین ساب النبی را نشان می دهد دلایل عقلی نیز بر لزوم مبارزه با دشنام به نبی تأکید مینماید.
در واقع شرع و عقل هماهنگ با هم متشرعان و خردمندان را به مبارزه با اهانت به پیامبر فرا میخوانند. البته در متن نصوص قرآنی و حدیثی استدلال عقلی وجود دارد و زشتی جرم ساب النبی با براهین ودلایل عقلی تبیین گردیده است. از طرفی اهانت سب و دشنام به نبی از ابعاد و جهات متعدد غیرعقلانی است و از راههای متعدد به حکم عقل سلیم زشت و محکوم است. دشنام از عقل بر نمیخیزد و در زمان دشنام خردورزی و اندیشه تعطیل و چراغ عقل خاموش است.
از سوی دیگر همین عقل است که انسانها را به مبارزه با اهانت و سب بر برمیانگیزاند و به کیفر دادن و مجازات آنان فرا میخواند. به طوری کلی فحش و دشنام به انبیا باعقل تضاد دارد از این روست که اسلام پیروان پیامبر را از دشنام به خدایان دروغین و معبودهای باطل مشرکان و شخصیتهای مقدس کفار نیز باز داشته است. بنابراین دشنام به پیامبر از شنیعترین جرمها و زشتترین کارهاست و هر کس ذره ای عقل داشته باشد به پیامبران الهی دشنام نمیدهد و تنها شخصی که از عقل محروم است و هرگز انتظار خوبی و خیر از او نمیرود به پیامبر دشنام میدهد پس مرگ چنین فردی بهتر از حیاست اوست.
دشنام به پیامبر اسلام(ص) دشنام به پیروان ایشان است و موجبات رنجش آزار و اذیت قریب به دو میلیارد مسلمان را فراهم مینماید. بیاحترامی به رأی و عقیده نزدیک به یک سوم از جمعیت روی کره زمین است. ساب النبی احساسات تمام ایمان آورندگان به ایشان را جریحه دار میکند و نوعی رویارویی و نبرد با عموم مسلمانان است و با احترام به عقیده انسانها تضاد دارد.
از آنجایی که خردمندان با دلیل عقلی به رسول الله(ص) ایمان می آورند اهانت به رسول اعظم(ص) اهانت به عقل و اندیشه است. اسلام ایمان تقلیدی به پیامبر را نمیپذیرد و همگان را به ایمان بر اساس تعقل تفکر و قدرت استدلال و منطق فرا میخواند. از این رو در اصول دین یقین لازم است ۴ آزادی توهین به پیامبر خیانت به بشریت و آزادی در اهانت به اعتقادات و ارزشهای عقلانی میلیونها انسان است. هیچ انسان عاقلی چنین چیزی را نمیپسندد .
<>دلتنگی
87/01/20<>
حمزه عسگري رشتياني <>مرتبط با موضوع :
مدح و مرثیه اهل بیت
<>
زنده یاد قیصر امین پور:
چشمه هاي خروشان تو را مي شناسند
موجهاي پريشان تو را مي شناسند
پرسش تشنگي را تو، آبي، جوابي
ريگهاي بيابان تو را مي شناسند
نام تو رخصت رويش است و طراوت
زين سبب برگ و باران تو را مي شناسند
هم تو گل هاي اين باغ را مي شناسي
هم تمام شهيدان تو را مي شناسند
از نشابور با موجي از لا گذشتي
اي كه امواج طوفان تو را مي شناسند
اينك اي خوب فصل غريبي سرآمد
چون تمام غريبان تو را مي شناسند
كاش من هم عبور تو را ديده بودم
كوچه هاي خراسان تو را مي شناسند

در ادامه مطلب منتخب اشعار جشنواره رضوی را حتما بخوانید :
ادامه مطلب را از اينجا دنبال کنيد
<>دلتنگی
86/09/01<>
حمزه عسگري رشتياني <>مرتبط با موضوع :
مدح و مرثیه اهل بیت
<>

همه با هم سکوت می کنیم!
مبادا حزفی بزنیم فراتر از بیانیه ها و محکوم کردنهای روتین
تا به کسی بربخورد!
ما که آستانه تحمل بی غیرتی مان سیر صعودی دارد!
دیگر چه باک اگر دیواری در مسجدالاقصی یا سامرا و ... فرو می ریزد
یا کودکی شاهد قتل عام عزیزانش می شود یا ...
آری همه با هم سکوت ...
یادش به خیر آن که فریاد می زد:
سکوت هر مسلمان؛ خیانت است به قرآن ...
<>دلتنگی
86/03/25<>
حمزه عسگري رشتياني <>مرتبط با موضوع :
مدح و مرثیه اهل بیت
<>
شهادت مظلومانه اسوه تمام عیار مکارم و قـله رفیع فضائل ، دخت رسول خدا (ص)، حضرت فاطمه زهرا (س)،بر ساحت شريف حضرت صاحب الزمان (عج) و بر محبان دلسوخته اهل بيت تسليت باد.

یک جماعت مرد جنگی و دامان علی.ع. و دستان فاطمه.س. ای که چشم از نگاه مولايش بر نمی دارد…
و مولا نیز چشم از آرام دلش…
مگر نه آنکه نگاه مولا بر عالم تصرف دارد؟!…
مگر نه آنکه فاطمه.س.، قرار دل دریایی اوست و آرامبخش جانش؟!…
چگونه است خدايا؟!
فاطمه.س.- پاره ی تن و بهجت و سرور دل رسول- یکه و تنها،
در یک طرف میدانی به وسعت کوچه های بنی هاشم ایستاده است؛ برای دفاع از حریم ولی خدا…
و رجال بی غيرت در سویی ديگر…
چه قدرتی است که نمی تواند دستان فاطمه را از دامان علی.ع. جدا کند؟!!…
چه جذبه ای است میان آن دو… بی گمان عشق…
آه خدایا!… ضرب تازیانه و شلاق حرامیان مهلتش نمی دهد…
دستش از دامان مولا جدا شد…
علی.ع. را بردند…
فاطمه.س. نیز رفتنی شد…
<>دلتنگی
86/03/25<>
حمزه عسگري رشتياني <>مرتبط با موضوع :
مدح و مرثیه اهل بیت
<>
مولاي من!
خليفه نيستي
سلطان هم
فقط امام اول مظلوماني
و جاي پنج سال
ميشد كه پنجاه سال حاكم باشي
ميشد كه شامات را
چون دنداني كند و پراكند
كه سهم بچههاي ابوسفيان باشد
و در امارت كوفه
كاري هم به «ابنملجم» و «قطام» داد.
ميشد هر سال
به هند و پارس
به چين و ماچين دعوت شد
سلطان روم
به افتخار حضورت برپا كند
چيزي شبيه همين ضيافتهاي شام
در تالارهاي آينه و مرمر
و پشت درهاي بسته
ميشد حسين و حسن را با خود همراه كرد
يكي مشاور اعظم
يكي وزير خزانهداري كل
ميشد كاري كرد
كه جعده هم مشاورت امور بانوان را عهدهدار باشد
يا كارهاي كه زهر نريزد
يا نه
حكومت ايران هم ميشد كه سهم حسن باشد
حكومت عراق، سهم حسين
حتي عقيل را ميشد سه چهار سالي
با حقوق ارزي آن روز
به اندلس فرستاد
ميشد محمد حنفيه
سفير سازمان ملل باشد
مانند اين پسرخالهها
كه تا هنوز و تا هميشه سفيرند!
ميشد كنار رود فرات
كاخي سبز ساخت
براي تابستانها
سري به بغداد زد
بر بالاي كوه ابوقبيس
كاخي سپيد داشت
چيزي شبيه كاخ سعدآباد
شبيه كاخ ملك فهد
كاخي بلندتر از خانه خدا
ميشد كه بعد خود
به فكر پادشاهي فرزندان بود
مثل همين ملك حسين و ملك حسن
مثل همين حيدر علياف
و اف بر اين دنيا...
ميشد كه امام علي بود و
با تمام جهان ارتباط داشت
مثل همين امام علي رحمانف
ميشد با خانم رايس دست داد
ميشد انبان خويش را پر كرد
از شير مرغ و جان آدميزاد
از وعده و وعيد
و افطاري داد از بيتالمال
و جامههاي اطلس و ابريشم پوشيد
با ميمون و سگ بازي كرد
رقاصههاي روم را دعوت كرد
با چشمبندي و آتشبازي
شب را به صبح رساند
در برجهاي دوبي سهمي داشت
در بازار بورس دستي...
نشست بالاي تختي و
كلاهي از مرواريد و زر بر سر گذاشت
يا دست كم
هر روز يك اسب پيشكش قبول كرد
يك شمشير مرصع
كه نام تو بر آن حك شده باشد
ـ اين تحفهها از هند است
ـ آن جامهها از روم
ـ اين فرشهاي ابريشمين از ايران ...
جشني بگير
بگو كه شاعران قصيده بخوانند
شب را زود بخواب
كه كاترينا و سونامي در راه است
براي كندن چاه
به بردگان سياه فرمان بده
به شركتهاي چند مليتي
براي بردن نان فرصت نيست
اين را به سازمان غله و نان بسپار!
اين وقت شب
نشستهاي و به من لبخند ميزني
ميدانم
اينگونه شعرها خوب نيستند
اما مولاي من!
آن كفشهاي وصلهدار هم
مناسب پاي حضرت حاكم نيست!
منبع: پايگاه خبري بازتاب
<>دلتنگی
85/07/23<>
حمزه عسگري رشتياني <>مرتبط با موضوع :
مدح و مرثیه اهل بیت
<>
مقام حضرت علي(ع) از زبان نبي اكرم(ص)
پيامبر عاليقدر اسلام(ص) ميفرمايد:
مَنْ ارادَ أنْ يَنْظُر الي نوحَ في تَقْواهْ
وَ الي ابراهيمَ في حِلْمِهْ ,
وَ الي موسي في هَيْلتِهْ ,
و الي عيسي في عِبادَتِه ,
فَلْيَنْظُرَ الي عَليِّ بن ابيطالب (بحارالانوار ج39 / ص35 )
هركسي بخواهد به تقواي نوح(ع) بنگرد,
و نيز به حلم و بردباري ابراهيم(ع) بنگرد,
و نيز به هيبت و شكوه موسي(ع) بنگرد,
و نيز به عبادت عيسي(ع) بنگرد, بايد آن شرائط را فقط در شخصيت والاي عليبن ابيطالب جستجو كند.
ايمان حضرت علي(ع) از زبان نبي اكرم(ص)
نبي مكرم اسلام(ص) ميفرمايند: لَو انَّ السَّماواتِ وَالاَرضِ وُضِعَتْ في كَفَّةٍ وَ وُضِعَ ايمانُ عليٍّ في كَفَةٍ لَرَجَحَ ايمانُ علي(ع)
هر آينه اگر همه آسمانها و زمين در كفهاي از ترازو و ايمان علي(ع) در كفه ديگرش گذاشته شود, حتماً كفه ايمان علي(ع) سنگينتر خواهد بود.
علم حضرت علي(ع) از زبان نبي اكرم(ص)
پيامبر خدا(ص) فرموده: انا مدينة العلم و عليٌّ بابها ينابيعالمودة ج1 / ص 85
من شهر علم و علي دروازهي آن است.

شهادت
وقتي كه عبدالرحمان بن ملجم مرادي صبح روز 19 ماه رمضان در محراب مسجد كوفه ضربت شمشيرش را بر فرق اميرمؤمنان علي(ع) در هنگام نماز فرود آورد و آنحضرت در خاك و خون غلطيد و فرمود:
بسمالله وباالله و علي ملة رسولالله فزت و ربالكعبه ( منتهيالامال ج1 / ص 174)
به خداي كعبه رستگار شدم, آنگاه از خاك محراب برميداشت و بر فرق سرش ميريخت و ميفرمود:
منها خلقناكم و فيها نعيدكم و منها نخرجكم تارة اخرت ( طه / 55)
ما شما را از خاك آفريديم و در آن باز بازميگرديم و از آن نيز بار ديگر شما را بيرون ميآوريم.
مردم كوفه به سر وصورت خود ميزدند و فرياد و اعلياه سر ميدادند, جبرئيل هم در ميان زمين و آسمان فرياد برآورد و ميگفت: تَهَدَّمَتْ وَاللهِ اركانُ الْهُدي وَانْفَصَمَتْ العْرُوَةُ الْوُثقي, قُتِلَ ابْنُ عَمَّ الْمُصْطَفي, قُتِلَ عليٌّ الْمُرتَضي
منتهيالامال ج1 / ص 174
به خدا پايههاي هدايت فروريخت و ديوارهي عروة الوثقي (دژ پولادين آيين خدا) در هم شكست و پسرعموي محمد مصطفي به قتل رسيد, علي مرتضي به شهادت رسيد.
<>دلتنگی
85/07/20<>
حمزه عسگري رشتياني <>مرتبط با موضوع :
مدح و مرثیه اهل بیت
<>