وبلاگ پنجـــــــــره
|
|
گاه که ميايم از پنجره کـسـی را با آواز بلند بخوانم تازه بياد مياورم.... کوچه تاريک است
روزگاری بود ميوه اش فتنه، خوراکش مردار، زندگی اش آلوده، سايه های ترس شانه های بردگان را می لرزاند. تازيانه ستم، عاطفه را از چهره ها می سترد. تاريکی، در اعماق تن انسان زوزه می کشيد و دخترکان بی گناه، در خاک سرد زنده به گور می شدند. و در اين هنگام بود که محمد (ص) بر چکاد کوه نور ايستاد و زمين در زير پاهای او استوار گرديد. اي جامه بخود پيچيده ـ برخيز و انذار كن (آيات ١و ٢/ سوره مدثر) مهدی جهاندار، از شاعران جوانی است که شعرهای آیینی و مهدوی بسیاری در جهت گسترش اندیشه های اسلامی و مهدوی سروده است. ضمن آرزوی موفقیت برای وی ؛ شعر انتظار ایشان را با هم زمزمه می کنیم :
... ده روز پس از بستری شدن مهدی آذريزدی در بيمارستان «آتيه» تهران، پزشكان حال وی را وخيم گزارش میكنند، اما به گفته «محمد صبوری» ـ فرزندخوانده وی ـ مسئولان فرهنگی و دستاندركاران حوزه كتاب، هنوز جويای حال او نيستند. پيشترها كه مینوشت، همه بودند؛ من بودم، تو بودی، مدير مدرسه، «محمد» پسرش بود، اگر فراموش نكرده باشم، خيلی از آدمهايی كه آن روزها مدير بودند، میآمدند. جمع میشدند و حرفهای زيادی میگفتند. مثلاً میگفتند: «بابای قصهگوی ما باز هم مینويسد» يا میگفتند: «پيرمرد هنوز سر پاست» و يا «پس از سه نسل، نويسنده هشتاد و اندی ساله ما به نسل چهارم نگاه دارد» و خيلی چيزهايی كه الان يادم نيست. سالها كه گذشت. او هنوز بود، همان قصهگوی ساده و معمولی هشتاد ساله؛ همان كه مثنوی را برای پدرم قصه كرد، همان كه قرآن را برای من قصه كرد تا از ميان انبوه واژههای ناآشنای زبان عربی بتوانم به شيرينی پايانناپذيرش دلخوش باشم. همان كه برای بچههای ايران داستانها و افسانههای كهن سرزمينشان را دوباره قصه قصه نوشت. پيشترها اگر بود، ما هم بوديم. فصل خنده و شادی بود. وقت رويش يك قصه، يك كتاب و اين يعنی اضافه شدن تكهای به دنيای روياهای ما و امروز كه او بازهست ـ اما نه باكتاب ـ كه در بستر بيماری، ما كجاييم؟ «محمد» همه دارايی «مهدی آذريزدی» از دنيا پس از كتابهای اوست. محمد میگويد: «آذر را (شايد احترام بيش از حد او به پدر باعث میشود نامش را اينگونه ببرد) هفته پيش كه به كمك مشاور قرآنی وزير ارشاد در بيمارستان بستری كرديم، حالش بد نبود، كمی فقط ... .
از پيامبر اكبر (ص) روايت شده است كه فرمودند: از اولين شب جمعه در ماه رجب غافل نشويد، زيرا شبي است كه فرشتگان آن را «ليلةالرغائب» مينامند. اين نامگذاري به اين جهت است كه هنگامي كه يك سوم از شب گذشت، هيچ فرشتهاي در آسمانها و زمين نميماند، مگر اينكه در كعبه و اطراف آن جمع ميشوند. آنگاه خداوند به طور غيرمنتظره اي بر آنان وارد شده و ميفرمايد: اي فرشتگانم! هرچه ميخواهيد از من درخواست كنيد. فرشتگان عرض ميكنند: حاجت ما اين است كه از روزهداران رجب درگذري. خداوند ميفرمايد: اين كار را انجام دادم. بهتر است كسي كه اين حديث را ميشنود در اين شب، زياد بر فرشتگان صلوات فرستاده تا تكليفي را كه آيه تحيت به عهده ما گذاشته به اندازه توانايي انجام داده باشد. سپس رسول خدا (ص) فرمودند: روز پنجشنبه، اول رجب را روزه گرفته و سپس بين نماز مغرب و عشا 12 ركعت نماز به جا آورده و به ترتيب زير نماز بخوانيد : ... .
چهل روز از غروب آفتاب فقاهت ، اُسوه عارفان ، عالم ربانی ، فقیه صمدانی و مرجع تقلید شیعیان جهان حضرت آيت الله العظمی محمد تقی بهجت «ره» گذشت . مجلس اربعين آن مرجع فقيد در روز پنج شنبه چهارم تیرماه ، بعداز نمازمغرب و عشاء در مسجد اعظم قم ازطرف بيت معظم له برگزار مي شود ، شركت عموم طبقات و خصوصاً علماي اعلام موجب تسلي قلب مبارك امام زمان«عج» و بازماندگان خواهد بود. |