تبليغاتX
پنجــــــره

چند وقت پيش متني رو خوندم كه به شدت متاثر شدم.تصميم گرفتم آن را اينجا قرار بدهم.گرچه ممكنه سخت به نظر بياد اما خواندن متن انگليسيش جذابتره.


Dear son /daughter

The day you see me old and I am already not, have patience and try to understand me

فرزند عزيزم

روزي كه مرا در دوران پيري ببيني  - روزگاري كه تقريبا چيزي از من باقي نمانده است، سعي كن صبور باشي و مرا درك كني

If I get dirty when eating…if I can not dress…have patience.Remmber the hours I spent teaching it to it

اگر من در هنگام خوردن غذا خودم را كثيف مي كنم ...اگر نمي توانم خودم لباسهايم را بپوشم...صبور باش...زماني را به خاطر بياور كه من ساعتها از عمرم را صرف آموزش همين موارد به تو كردم

If when I speak to you, I repeat the same things thousand and one times…do not interrupt me…listen to me

اگر در هنگام صحبت با تو مطلبي را هزار و يكبار تكرار مي كنم ... حرفم را قطع نكن ...گوش بده

... .


ادامه مطلب را از اينجا دنبال کنيد

<>
دلتنگی88/02/28
<>حمزه عسگري رشتياني <>مرتبط با موضوع : قطعات ادبی
<>

در 15 سالگي آموختم كه مادران از همه بهتر مي دانند ،
و گاهي اوقات پدران هم
در 20 سالگي ياد گرفتم كه كار خلاف فايده اي ندارد ، حتي اگر با مهارت انجام شود

در 25 سالگي دانستم كه يك نوزاد ، مادر را از داشتن يك روز هشت ساعته و پدر را از داشتن يك شب هشت ساعته ، محروم مي كند
در 30 سالگي پي بردم كه قدرت ، جاذبه مرد است و جاذبه ، قدرت زن
در 35 سالگي متوجه شدم كه آينده چيزي نيست كه انسان به ارث ببرد ؛ بلكه چيزي است كه خود مي سازد
در 40 سالگي آموختم كه رمز خوشبخت زيستن ، در آن نيست كه ... .


ادامه مطلب را از اينجا دنبال کنيد

<>
دلتنگی88/02/01
<>حمزه عسگري رشتياني <>مرتبط با موضوع : قطعات ادبی
<>