وبلاگ پنجـــــــــره
|
|
گاه که ميايم از پنجره کـسـی را با آواز بلند بخوانم تازه بياد مياورم.... کوچه تاريک است
چند وقت پيش متني رو خوندم كه به شدت متاثر شدم.تصميم گرفتم آن را اينجا قرار بدهم.گرچه ممكنه سخت به نظر بياد اما خواندن متن انگليسيش جذابتره.
Dear son /daughter The day you see me old and I am already not, have patience and try to understand me فرزند عزيزم روزي كه مرا در دوران پيري ببيني - روزگاري كه تقريبا چيزي از من باقي نمانده است، سعي كن صبور باشي و مرا درك كني If I get dirty when eating…if I can not dress…have patience.Remmber the hours I spent teaching it to it اگر من در هنگام خوردن غذا خودم را كثيف مي كنم ...اگر نمي توانم خودم لباسهايم را بپوشم...صبور باش...زماني را به خاطر بياور كه من ساعتها از عمرم را صرف آموزش همين موارد به تو كردم If when I speak to you, I repeat the same things thousand and one times…do not interrupt me…listen to me اگر در هنگام صحبت با تو مطلبي را هزار و يكبار تكرار مي كنم ... حرفم را قطع نكن ...گوش بده ... . در 15 سالگي آموختم كه مادران از همه بهتر مي دانند ، در 25 سالگي دانستم كه يك نوزاد ، مادر را از داشتن يك روز هشت ساعته و پدر را از داشتن يك شب هشت ساعته ، محروم مي كند |