وبلاگ پنجـــــــــره
|
|
گاه که ميايم از پنجره کـسـی را با آواز بلند بخوانم تازه بياد مياورم.... کوچه تاريک است
خواهر احمد عزيزي از بهبود وضعيت روحي و جسمي وي خبر داد و گفت: خوشبختانه از چند روز پيش وضع جسمي و روحي احمد تغيير كرده و وي احساس خود را بروز ميدهد. ![]() زينب عزيزي در گفتگو با خبرنگار فارس در كرمانشاه اظهار داشت: در حالي كه بهبود وضعيت وي و احتمال انتقال مجددش به تهران براي برداشتن تراشه زير گلو وجود داشت، متأسفانه خبر بد ديگري ما را اندوهگين و نگران كرد.
پیرمرد گفت : " من هم همینطور . " پسرک آرام نجوا کرد : " من شلوارم را خیس می کنم . " پیرمرد خندید و گفت : " من هم همینطور " پسرک گفت : " من خیلی گریه می کنم ." پیرمرد سری تکان داد و گفت : " من هم همینطور . " اما بدتر از همه این است که... پسرک ادامه داد:آدم بزرگ ها به من توجه نمی کنند . بعد پسرک گرمای دست چروکیده ای را حس کرد . " می فهمم چه حسی داری . . . می فهمم . " |