تبليغاتX
پنجــــــره

خواهر احمد عزيزي از بهبود وضعيت روحي و جسمي وي خبر داد و گفت: خوشبختانه از چند روز پيش وضع جسمي و روحي احمد تغيير كرده و وي احساس خود را بروز مي‌دهد.

احمد عزیزی در بستر بیماری

زينب عزيزي در گفتگو با خبرنگار فارس در كرمانشاه اظهار داشت: در حالي كه بهبود وضعيت وي و احتمال انتقال مجددش به تهران براي برداشتن تراشه زير گلو وجود داشت، متأسفانه خبر بد ديگري ما را اندوهگين و نگران كرد.
وي ادامه داد: پاي احمد از دو ناحيه ران و لكن ترك خورده و شكسته است كه اظهارات غير رسمي در اين باره از احتمال پوكي استخوان وي به علت طول مدت درمان حكايت دارد.
زينب عزيزي افزود: احمد از درد و رنج شكستگي پا فشار زيادي را تحمل مي‌كند و بر اساس تشخيص پزشك وي پس از تشخيص توسط متخصص ارتوپد درمان پاي وي آغاز مي‌شود.
وي گفت: پرسنل و كادر درماني بيمارستان امام رضا (ع) و پزشكان معالج وي با تمام وجود در اين مدت براي درمان وي تلاش كرده‌اند و هيچ چيز و هيچ‌كس توان تشكر از اين همه زحمت و بزرگي آنان را ندارد.
خواهر احمد عزيزي بار ديگر خواستار دعاي مردم مؤمن استان براي شفاي كامل احمد شد.
احمد عزيزي از اسفند ماه 86 در پي سكته خفيف قلبي و مغزي به حالت كما رفت و پس از قريب به 6 ماه از كما درآمد و به اختيار خود قادر به نگريستن و غذاخوردن است اما قادر به تكلم نيست و با اشاره سر و چشم خواسته‌هايش را بيان مي‌كند.



<>
دلتنگی88/01/23
<>حمزه عسگري رشتياني <>مرتبط با موضوع : اخبار ادبی و فرهنگی
<>

بازگشت به کودکیپسرک گفت : " گاهی اوقات قاشق از دستم می افتد . "

 پیرمرد گفت : " من هم همینطور . " 

پسرک آرام نجوا کرد : " من شلوارم را خیس می کنم . " 

پیرمرد خندید و گفت : " من هم همینطور " 

پسرک گفت : " من خیلی گریه می کنم ." 

پیرمرد سری تکان داد و گفت : " من هم همینطور . " 

اما بدتر از همه این است که...  پسرک ادامه داد:آدم بزرگ ها به من توجه نمی کنند .  

بعد پسرک گرمای دست چروکیده ای را حس کرد .  

" می فهمم چه حسی داری . . . می فهمم . "



<>
دلتنگی88/01/19
<>حمزه عسگري رشتياني <>مرتبط با موضوع : قطعات ادبی
<>